دانلود موسیقی ترانه بستکی جدید


دانلود موسیقی ترانه بستکی جدید
Next Event in:
+ +
24 days
20 hours
26 minutes
10 seconds

هجوم ملخ

دانلود موسیقی ترانه بستکی جدید
   

پخش آنلاین و دانلود موزیک

پخش آنلاین موزیک


توضیحات

 

هجوم ملخ

حدود شصت سال پیش، به خاطر کمبود سموم کشاورزی،خسارات جبران ناپذیری  به کشاورزان و باغ داران منطقه وارد می شد.بزرگ ترین خسارت آن ها هجوم ملخ بود.این ملخ ها، به محصولات کشاورزی، نخل وسایر درختان حمله می کردند و با خوردن برگ آن ها، درختان را از بین می بردند. حتی در بعضی جاها تعداد ملخ ها آنقدر زیاد بود که درهنگام پروازشان بر روی زمین سایه می انداختند.

در فصل تابستان گرفتن و جمع آوری آن ها مشکل بود و مردم برای دور کردن آن ها ، شاخه های تَر درخچه ی گَز را آتش می زدند تا در اثر دود زیاد آن ها ،ملخ ها پراکنده شوند و از آنجا بروند و یا هم با تکان دادن و سنگ زدن به تنه ی درختان آن ها را دور می کردند.

البته ناگفته نماند که در همان دوره اشخاصی بودند که کرامات داشتند و بعضی مردم به آن ها اعتقاد داشتند یکی از آن ها شخصی بود به اسم سید یوسف که در کمشک سکونت داشت.کرامات این شخص فراوان بود و از جمله اینکه می گفتند وقتی ملخ می آید ، او را به سر نخلستان می برند و او به ملخ ها امر می کند که بروید و ملخ ها فورا پرواز می کنند و از آن محل دور می شوند. در منطقه ما به شخصی که کارش را خوب انجام نمی دهد می گویند مُلا ملخی .

 

البته اگر ملخ ها در فصل زمستان حمله می کردند ،مردم به راحتی می توانستند آن ها را بگیرند زیرا از آن ها به عنوان غذا استفاده می کردند.

ملخ ها نزدیک های غروب که کم کم هوا رو به سردی می رفت، همگی در محلی فرود می آمدند.زیرا آن ها دسته جمعی پرواز می کردند. به خاطر تاریکی هوا و سرمای زیاد دیگر نمی توانستند پرواز کنند.مردم منطقه با دنبال کردن آنها جایشان را پیدا می کردند و صبح زود برای گرفتن و جمع کردن ملخ ها، به آن محل می رفتند.

آنها با استفاده از چوبی بلند که سر آن قلاب مانند بود و پشت شاخه های درختان گیر می کرد که در گویش محلی کوخردی کَلاک  می گویند،درختان را تکان می دادند تا ملخ ها پایین بریزد، سپس آنها را جمع آوری می کردند ودر گونی هایی که همراه داشتند می ریختند.

طریقه ی استفاده از ملخ به عنوان غذا این طور بود که ابتدا دیگ بزرگی را پر از آب می کردند و وقتی که آب خوب به جوش می آمد ،ملخ ها را داخل آب جوش می ریختند و بچه ها نیز صدا می زدند تا دور دیگ بایستند که و مواظب باشند که اگر ملخی بیرون پرید و خواست پرواز کند آن ها را برای خودشان بگیرند .

کمی نمک نیز به آب جوش اضافه می کردند.

بعد از نزدیک به ده دقیقه که ملخ ها در آب جوش می خوردند ،آن ها را از آب بیرون می آوردند و در سبد بزرگی که از برگ درختان نخل درست شده بود (تولَک) می کردند و چند روزی در آفتاب می گذاشتند تا خوب خشک شود.

بعد از اینکه خشک می شد پرها و دست و پاهایش را می کندند و مقداری از ملخ ها را در هاون می کوبیدند تا پودر شود و پودر به دست آمده را روی برنج می ریختند و می خوردند و یا هم ملخ خشک شده را همانطور که بود نگه می داشتند و مثل تنقلات امروزی می خوردند.

 

عبدالرحمان فاریابی شاعر خطه ی فاریاب سنگویه در باره ی هجوم ملخ ها شعری سروده است که مرحوم یوسف هادی با تغییراتی در آن در سال۱۹۷۳ میلادی آن را اجرا کرده است.

 

 

مِهگو اَندِه و چُپ چُپو

 

مِهگو اَندِه و چُپ چُپو

نصیب مون اِن تقدیر مون اِن

اُشخَرده نون لاوه سُپو

پِشِ خدا تقصیر مون ان

ترجمه

ملخ ها در حالت جست،جست آمدند و به منطقه ی ما حمله کردند

نصیب و تقدیر ما این است

نان را همراه با ظرف جایش خورده اند

حتما نزد خدا مقصر هستیم

 

مِهگو بِزن، مِهگو بزِن

نَصیب مون اِن،تَقدیر مون اِن

کِش خَرده بُشکِ پیرزن

پِشِ خدا تقصیر مون ان

ترجمه

ملخ را بزن،ملخ را بزن

نصیب و تقدیر ما این است

زیرا حتی موهای پیرزن را هم خورده است

حتما نزد خدا مقصر هستیم

 

صدای زنگِ گاو اَتات

نَصیب مون اِن،تَقدیر مون اِن

پُرگو و پیا مِیاد اِتات

پِشِ خدا تقصیر مون ان

ترجمه

صدای زنگوله ی گاو می آید

نصیب و تقدیر ما این است

هنگامی که پرگو (نوعی سبزی) و پیاز را می خوردم،یادم می آید

حتما نزد خدا مقصر هستیم

 

صدای هات و هوت اَتات

نَصیب مون اِن،تَقدیر مون اِن

صدای زنگ لوک اتات

پِشِ خدا تقصیر مون ان

ترجمه

صدای های و هوی می آید

نصیب و تقدیر ما این است

صدای زنگوله ی شتر می آید

حتما نزد خدا مقصر هستیم

 

مِهگو اَنده از کوی کاف

نَصیب مون اِن،تَقدیر مون اِن

مِلک و مَنال اُشخرده صاف

پِشِ خدا تقصیر مون ان

ترجمه

ملخ از کوی قاف آمده است

نصیب و تقدیر ما این است

ملک و دارایی ما را همه ش خورده است

حتما نزد خدا مقصر هستیم

 

مِهگو اُنده اَ خونه مون

نَصیب مون اِن،تَقدیر مون اِن

اُشخرده دُنگ و دونه مون

پِشِ خدا تقصیر مون ان

ترجمه

ملخ به خانه ی ما نیز آمده است

نصیب و تقدیر ما این است

همه ی گندم و دانه های ما را خورده است

حتما نزد خدا مقصر هستیم

 

مِهگو اَنده اَ خونه مون

نَصیب مون اِن،تَقدیر مون اِن

اُشخرده بِچ و بِهنه مون

پِشِ خدا تقصیر مون ان

ترجمه

ملخ به خانه ی ما نیز آمده است

نصیب و تقدیر ما این است

حتی بچه های کوچک و همچنین گهواره ی آن ها را نیز خورده است

حتما نزد خدا مقصر هستیم

 

مِهگو اَنده اَ ته سُرا

نَصیب مون اِن،تَقدیر مون اِن

برنج اُشخه و برنج پَرا

پِشِ خدا تقصیر مون ان

ترجمه

ملخ به داخل حیاط خانه ی ما آمده است

نصیب و تقدیر ما این است

حتی برنج و صافی برنج را نیز خورده است

حتما نزد خدا مقصر هستیم

 

بَشِشت اُشخه زیر و بَرا

نَصیب مون اِن،تَقدیر مون اِن

بَزیار نَمون بِزِن صدا

پِشِ خدا تقصیر مون ان

ترجمه

ملخ زیر و بالای درختان ما را خورده است

نصیب و تقدیر ما این است

زیرا شخصی که روی زمین ما کشاورزی می کرد،حضور نداشت تا ملخ ها را بیرون براند

حتما نزد خدا مقصر هستیم

 

بَشِشت اُشخه زیر و بَرا

نَصیب مون اِن،تَقدیر مون اِن

گَلَّه ی علی شه لی اَ چَرا

پِشِ خدا تقصیر مون ان

ترجمه

ملخ زیر و بالای درختان ما را خورده است

نصیب و تقدیر ما این است

تا جایی که گله ی علی روی زمین کشاورزی ما دارد می چرد

حتما نزد خدا مقصر هستیم

 

ما مُون کَری و مِهگ اُش بُلی

نَصیب مون اِن،تَقدیر مون اِن

خوشه چِنُش،گَلْخوی علی

پِشِ خدا تقصیر مون ان

ترجمه

ما کاشتیم و ملخ آن ها را درو کرد

نصیب و تقدیر ما این است

و خوشه چینی آن را گله های علی انجام دادند

حتما نزد خدا مقصر هستیم

 

مِهگو چار پا و دو ارّه شِن

نَصیب مون اِن،تَقدیر مون اِن

البته حُکمِ خَرده شِن

پِشِ خدا تقصیر مون ان

ترجمه

ملخ،چهارپا و دوتا اره دارد

نصیب و تقدیر ما این است

حتما با حکم خدا برای خوردن آمده بود

حتما نزد خدا مقصر هستیم

 

پَلُش زَردِن و کَلَّش سیاه

نَصیب مون اِن،تَقدیر مون اِن

سالِ اول اُشخه پیاه

پِشِ خدا تقصیر مون ان

ترجمه

بال های ملخ زرد و سر آن سیاه است

نصیب و تقدیر ما این است

سال اول که ملخ ها هجوم آوردند،پیاز هایمان را خوردند

حتما نزد خدا مقصر هستیم

 

خَو اُشخَرده تا لِه پِری

نَصیب مون اِن،تَقدیر مون اِن

مِهگو هوائی ناگِری

پِشِ خدا تقصیر مون ان

ترجمه

تمام برگ های نخل را تا روی لیف و حتی پنیر نخل را خورده است

نصیب و تقدیر ما این است

ملخ هنگام پرواز زیاد بالا پرواز نمی کند

حتما نزد خدا مقصر هستیم

 

یک سالی مِهگوُی زرد اَمون

نَصیب مون اِن،تَقدیر مون اِن

از گِشته سَر مَه درد اَمون

پِشِ خدا تقصیر مون ان

ترجمه

یک سالی که ملخ ها هجوم آوردند،رنگ آن ها زرد بود

نصیب و تقدیر ما این است

از راه رفتن و ملخ پراندن سرم به درد آمد

حتما نزد خدا مقصر هستیم

 

هر چند که گَشتِم حِل و حِل

نَصیب مون اِن،تَقدیر مون اِن

زحمتِ ما رفته و وِل

پِشِ خدا تقصیر مون ان

ترجمه

هر چند که دنبال ملخ ها راه افتادم و آن ها را پراندم،

نصیب و تقدیر ما این است

از بس زیاد هستند باز هم زحمت بیهوده ای کشیدم

حتما نزد خدا مقصر هستیم

 

یَک مو گُنُم دو مو ذُرَت

نَصیب مون اِن،تَقدیر مون اِن

ابوطالب گاو اُش فِرَت

پِشِ خدا تقصیر مون ان

ترجمه

چهار کیلو گندم و هشت کیلو ذرّت داشت

نصیب و تقدیر ما این است

اما در آخر ابوطالب گاوش را فروخت

حتما نزد خدا مقصر هستیم

 

خوب اُمکِه که گاو اُم فِرَت

نَصیب مون اِن،تَقدیر مون اِن

خَر اُم واگِره رَفتِم چَرَک

پِشِ خدا تقصیر مون ان

ترجمه

خوب کاری کردم که گاو را فروختم

نصیب و تقدیر ما این است

بعد از آن با الاغ به بندرچارک رفتم

حتما نزد خدا مقصر هستیم

 

وَ یک مو گُنی و دو مو گُنُم

نَصیب مون اِن،تَقدیر مون اِن

مو بِشتِر پاراو ناکِرُم

پِشِ خدا تقصیر مون ان

ترجمه

با چهار کیلو گونی و هشت کیلو گندم،

نصیب و تقدیر ما این است

من دیگر فاریاب گندم و جو نمی کارم

حتما نزد خدا مقصر هستیم

 

وختی که باد کُوش اَتات

نَصیب مون اِن،تَقدیر مون اِن

مِهگو و فوج فوج اَتات

پِشِ خدا تقصیر مون ان

ترجمه

وقتی که باد کوش(بادی که از طرف مشرق می وزد) می آید

نصیب و تقدیر ما این است

ملخ هاگروه،گروه می آیند

حتما نزد خدا مقصر هستیم

 

مِهگو خَتهِ اَ دِریهَ ی قنات

نَصیب مون اِن،تَقدیر مون اِن

از دست ما اُشبُرد حیات

پِشِ خدا تقصیر مون ان

ترجمه

ملخ ها در طرف جنوب قنات خوابیده اند

نصیب و تقدیر ما این است

آن ها زندگی را از ما گرفته اند

حتما نزد خدا مقصر هستیم

 

مِهگو پاراو اِجاره ِّن

نَصیب مون اِن،تَقدیر مون اِن

هقتصد مو کِشت و کار اُشِن

پِشِ خدا تقصیر مون ان

ترجمه

انگار ملخ ها،فاریاب را اجاره کرده اند

نصیب و تقدیر ما این است

آن ها حتی می توانند به اندازه ی دویست و هشتاد کیلو کِشت،همه  را بخورند

حتما نزد خدا مقصر هستیم

 

نه غم مون اِن،نه درد مون اِن

نَصیب مون اِن،تَقدیر مون اِن

غصه ی مَلَخِ زرد مون اِن

پِشِ خدا تقصیر مون ان

ترجمه

هیچ غم و غصه ای نداریم

نصیب و تقدیر ما این است

فقط غم و غصه ی ما از ملخ های زرد رنگ است

حتما نزد خدا مقصر هستیم

 

تحقیق و پژوهش : بیقرار کوخردی

تیر ماه نود و پنج


دیدگاه کاربران




استفاده از مطالب، عکس ها و ترانه های وب سایت جفتی با ذکر منبع مجاز می باشد Copyright Jufti.ir, All Rights Reserved